دکتر حسابی و یک معمای جالب !
| دکتر حسابی و یک معمای جالب ! |
معمای خیلی باحال دکتر حسابی حتما بخونین یه تست هوش خیلی باحاله
سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند.
قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت میکنند
تا آن ساعت را خریداری کنند…
بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.
این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان
شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد
و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)
حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود
این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان
هزار تومان باقیمانده کجاست ؟
طراح سوال : دکتر حسابی
منبع:
funpatugh.com
پاسخ را در ادامه مطلب ببینید.
تست: ضریب هوشی خود را بسنجید!
توجه داشته باشید که باید بدون مکث به سوالات جواب بدید..
توجه داشته باشید که باید بدون مکث جواب بدید.
۱ ) یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می کنند؟
کانادا – آمریکا – هیچ کدام
۲) یک خروس در بام خانه ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می گذارد. این تخم از کدام طرف می افتد؟
شمال – جنوب – هیچ کدام
۳ ) خانمی عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش ها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله های آپارتمان چه رنگی هستند؟
قرمز – آبی – هیچ کدام
۴ ) پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می برند.پدر در راه بیمارستان فوت می کند ولی پسر را به اتاق عمل می برند. پس از مدتی دکتر می گوید من نمی توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می تواند صحت داشته باشد؟
آری – خیر – هیچ کدام
۵ ) اگر چهار تخم مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟
آری – خیر – هیچ کدام
۶) آیا می توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟
آری – خیر – هیچ کدام
۷ ) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین تر از یک کیلو گرم پنبه است؟
۱گرم – ۱۰۰گرم – هیچ کدام
۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می رود و التماس می کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می کند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟
۸ بار – ۹بار – هیچ کدام
۹ ) اگر تمام رنگ ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۰ ) گرگی به بالای کوه می رود تا غرش شبانه اش را آغاز کند.چه مدت طول می کشد تا به بالای کوه برسد؟
دو شب – پنج شب – هیچ کدام
۱۱) اگر به طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریع تر از رودخانه می سی سی پی شنا کند؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می گیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می شود. آیا این قضیه امکان پذیر است؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه ام بوده ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می دهد.آیا این موضوع ثابت می کندکه آقای جیم بی گناه است؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۵) یک شترمرغ تصمیم می گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟
بهار – پاییز – هیچ کدام
۱۶ ) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۸ ) اگر بخواهید یک نامه به دوست تان بنویسید، ترجیح می دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟
پر – خالی – هیچ کدام
پاسخها در ادامه مطلب
جاشمعی و جاگلدانی درست کنید!
جاشمعی و جاگلدانی درست کنید!
برای ساخت این وسیله ساده اما جالب، تنها به یک قوطی کنسرو، گیره چوبی لباس، ظرف شیشهای، وارمر یا گلدانی کوچک نیاز دارید.
قوطی کنسرو را شسته، برچسب آن را بکنید.
قوطی را خشک کنید.
دور آن گیرههای لباس بزنید. سعی کنید گیرهها حتما چوبی و ظریف باشند.
میتوانید داخل آن سبزه بگذارید یا با قرار دادن شمعی کوچک داخل ظرف شیشهای به عنوان جاشمعی از آن استفاده نمایید.




همشهری / گردآوری:گروه زنان سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/zanan.html
روش تهیه تابلوی شکوفههای گیلاس!
روش تهیه تابلوی شکوفههای گیلاس!
برای ساخت این تابلو تنها به کمی رنگ و یک بطری خالی 2 لیتری نوشابه نیاز دارید.
برای درست کردن این پوستر و استفاده از آن به عنوان تابلو، داخل بشقاب یکبار مصرف کمی رنگ تیره برای بریزید و از آن برای رنگ کردن شاخهها استفاده کنید.
نگران نباشید کشیدن شاخهها کار آسانی است. حتی اگر نتوانید خطهای مستقیم بکشید، کار طبیعی و زیباتر هم به نظر میرسد.
بگذارید این قسمت کاملا خشک شود.
برای شکوفهها از رنگ صورتی یعنی رنگ شکوفههای گیلاس استفاده کنید.
قوطی نوشابه را داخل ظرف یکبار مصرف دارای رنگ صورتی فرو ببرید و آن را مانند مهر (استمپ) روی پوستر بزنید. با دقت آن را بردارید.
هر بار این مرحله را تکرار کنید.
تعداد شکوفهها بستگی به نظر شما دارد.
5 قسمت بودن ته نوشابه باعث میشود کار شبیه شکوفههای 5 پر گیلاس به نظر برسد.
از رنگ تیره برای شاخهها استفاده کنید

با قلممو شاخه بکشید

ته بطری را داخل رنگ ببرید

با بطری استمپ بزنید

شکوفه بزنید

تعداد شکوفهها به سلیقه شما بستگی دارد

تابلو آماده است

ماجرای توصیه امام برای لاله و لادن +عکس
مجله مهر: 9سال قبل، روزی شبیه امروز بود که معروف ترین دوقلوهای تاریخ ایران تبدیل به سوژه خبری رسانه های دنیا شدند. روزی که لاله و لادن، دوقلوهای بهم چسبیده 29ساله زیر تیغ جراحی رفتند و 52ساعت با مرگ دست و پنجه نرم کردند اما قبل از آن که جدا شدنشان را به چشم ببینند، از دنیا رفتند.
لاله و لادن در ۱۰ دی ماه ۱۳۵۲ در فیروزآباد فارس به دنیا آمدند. پدر و مادر کشاورزشان، وقتی دیدند دخترهای دوقلویشان از سر به هم چسبیده اند، آنها را رها کردند تا در نهایت بهزیستی سرپرستی شان را به عهده بگیرد. نام لاله و لادن از همان جا روی دو دختری گذاشته شد که کمتر کسی به زنده ماندنشان امید داشت.
مدتی بعد، لاله و لادن به بیمارستان شهدای تجریش تهران منتقل شدند و دکتر علیرضا صفاییان آنها را که سه ساله بودند به فرزندی پذیرفت و برایشان شناسنامه جدا گرفت. خودش ماجرای سرپرستی معروف ترین دوقلوهای ایران را این طور روایت می کند: « اولین بار که آنها را دیدم، لرز وجود من را گرفت و نشستم روی زمین، با وجودی که پدر و مادرشان را برای حل مشکلات دعوت کردیم، هیچ کس پا پیش نگذاشت.
آنها را در بیمارستان شهدای تجربش تهران دیده بودم. 3سالشان بود و مجله جوانان در سال ۵۴ موضوع را نوشته بود و عکسشان را چاپ کرده بود و از افراد کمک خواسته بود تا آنها را در منزل شخصی ببرند. من ۳۳ سال داشتم و کارم زیاد بود. با این حال، چون در ایران و خارج از کشور امکانات زیادی داشتم، تصمیم گرفتم سرپرستی آنها را قبول کنم و روند درمانی شان را با پزشکان آلمانی دنبال کنم.
بردمشان قم پیش امام، امام بچهها را بغل گرفتند، آنها شعری خواندند، امام خندیدند و گفتند: بروید پیش مرحوم بهشتی تا کارتان را راه بیندازند. رفتیم دادگاه و دو روزه شناسنامه لاله و لادن را به نام من و همسرم صادر کردند.
یکی را انتخاب کنید
از آن به بعد لاله و لادن زندگی شان را در کرج با خانواده جدیدشان شروع کردند اما وقتی به 26سالگی رسیدند، سر و کله خانواده واقعی شان پیدا شد. صفاییان می گوید: « در دادگاه مرد میان سال نشسته بود که میگفت من پدرشان هستم، پرسیدم این ۲۶ سال کجا بودی؟ گفت: نمیدانم. گریه کرد و ما هم به دنبالش.
گفتم اینها مادر دارند؟ گفت بله. بچهها میگفتند ما پیش پدر و مادرمان نمیرویم. دادگاه گفت باید بروید زیرنظر بهزیستی. گفتند ما بابا داریم، شناسنامه داریم. قبول نکردند... ما گریه، بچهها گریه.»
ثبت احوال شناسنامههای دیگری با اسامی لاله و لادن بیژنی برایشان صادر کرد و قاضی پرونده از آنها خواست در میان زندگی با پدر و مادرشان و خانواد صفائیان یکی را انتخاب کنند. درخواستی که از سوی دوقلوها رد شد و در نهایت، آنها زندگ مستقل شان را در خانه ای دیگر شروع کردند.
مدیر مدرسه از دیدن شان غش کرد
برادرخوانده لاله و لادن سال گذشته که در برنامه ماه عسل دعوت شده بود، می گفت: «لاله و لادن کسانی بودند که میتینگ حقوقی با زبان فرانسه، برگزار کردند و درباره مسایل حقوقی، گفتگو می کردند، استخر می رفتند و دوچرخه سواری م کردند... آنها مسلط به چد زبان بودند، سخنرانی می کردند و مدارج علمی داشتند. روزی، مدیر مدرسه شان، اجازه نداد آنها دیگر وارد مدرسه شوند.
موضوع تا دفتر وزیر وقت آموزش و پرورش کشیده شد. ما به اتفاق لاله و لادن پیش مرحوم باهنر رفتیم و ایشان روی زمین نشسته بود. تا ما و پدرمان را دید از جا برخاست و سلام کرد. موضوع را که مطرح کردیم. وزیر به رئیس آموزش و پرورش کرج زنگ زد و گفت لاله و لادن سرقفلی آموزش و پرورش کرج هستند. باید در مدرسه شان درس بخوانند و گزارش تحصیلشان به من داده شود.»خواهرخوانده لاله و لادن هم خاطراتش را اینطور می گفت: «من 10سال از لاله و لادن کوچکتر بودم. شب ها بین آن ها می خوابیدم و این آرامشی به من می داد که احساس می کردم آنها خواهران خودم هستند. ممکن بود یکی از این دو، روزه باشد و دیگری می خواست غذا بخورد، دو فرد کاملا مستقل از هم بودند ولی از سر به یکدیگر چسبیده بودند. یک بار یادم است لاله و لادن آمدند کارنامه من را بگیرند که مدیر مدرسه از تعجب، از هوش رفت، مردم دید دیگری به آنها داشتند.»
به هر قیمتی جدا می شویم
لاله و لادن تحصیلاتشان را در رشته حقوق ادامه دادند و از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند. بعد از آن، تلش شان برای پیدا کردن شغل شروع شد اما هیچ شرکتی حاضر نبود دو خواهر به هم چسبیده را در کادر اداری خود استخدام کند. آنها سه ماه به طور آزمایشی در یک اداره مشغول به کار شدند اما بعد از پایان این دوره، با جواب رد کارگزینی از اداره بیرون آمدند.
اتفاقی که باعث شد آنها مصمم تر از همیشه به جدایی فکر کنند: «به هر قیمت باید جدا شویم. اگر شرایط ما به همین نحو ادامه داشته باشد، دیگر نمیتوانیم آن را تحمل کنیم.» ین را لادن می گفت که بر خلاف لاله همیشه آرزو داشت به شهرستان خودشان برگردد و به وکالت بپردازد. لاله هم اگرچه رویای روزنامه نگاری در تهران را در سر داشت اما برای جدایی از لادن لحظه شماری می کرد.اسیر تبلیغات شدند
با وجودی که پزشکان آلمانی اعلام کرده بودند امکان جداسازی لاله و لادن بدون مرگ یکی یا هر دو وجود ندارد، اما در خردادماه 82 جراحان سنگاپوری اعلام کردند که می توانند این کار را انجام دهند. تیم پزشکی سنگاپوری که پرونده لاله و لادن را بررسی می کرد، شامل ۳۵ متخصص، ۵ جراح اعصاب، ۱ متخصص جراحی عروق، ۶ متخصص جراحی پلاستیک، ۸ رادیولوژیست و در مجموع ۱۲۵ نفر پزشک بود که سرپرست آنها توانسته بود دوقلوهای نپالی را که مثل لاله و لادن از سر به هم چسبیده بودند با موفقیت از هم جدا کند.
با این حال پدر خوانده لاله و لادن معتقد بود: «تمام تحقیقات از ابتدا نشان می داد نباید عمل انجام می شد. طبق بررسی ها، به محض انجام عمل، لاله از دنیا می رفت و لادن هم فقط ۳ درصد شانس زندگی داشت. اینها را از آلمان فهمیدیم. ولی وقتی خودشان از ما جدا شدند و رفتند به سنگاپور، اسیر تبلیغات شدند.»
52ساعت تا مرگ
لاله و لادن با تیمی از جراحان چیره دست راهی اتاق عمل شدند. لبخند آخر آنها را همه به یاد دارند وقتی که در مصاحبه تلویزیونی شان آرزو می کردند از اتاق عمل بیرون بیایند و برای اولین بار صورت همدیگر را از رو به رو ببینند.
جراحان تیم پزشکی معتقد بودند نه تنها احتمال مرگ لاله و لادن وجود دارد، بلکه در صورت زنده ماندن شان هم ممکن است فلج شوند. تلویزیون گزارش لحظه به لحظه این عمل را پوشش می داد و در حالی که جراحی ۵۲ ساعته آنها خوب پیش می رفت و ۸۰ درصد بافتها با موفقیت از هم جدا شده بودند، خونریزی شروع شد.
برخلاف
پیش بینی پزشکان آلمانی، لادن تاب نیاورد و بدنش توانایی گردش خون را از
دست داد و از دنیا رفت. بعد از آن، لاله به کما رفت و پزشکان یک ساعت و
نیم برای برگرداندن او تلاش کردند. اما درنهایت لاله هم به لادن پیوست تا
غمگین ترین تراژدی تاریخ پزشکی معاصر در ایران رقم بخورد.
50سال تلاش برای کشف راز هستی به پایان رسید؛ ذره هیگز پیدا شد
50سال تلاش برای کشف راز هستی به پایان رسید؛ ذره هیگز پیدا شد
دانشمندان مرکز تحقیقات هستهای اروپا اعلام کردند بیش از 50 سال جستجو برای یکی از ذرات ریز اتمی به نام Higgs پایان یافته و به احتمال زیاد این ذره در برخورددهنده بزرگ هادرون مشاهده شدهاست.
به گزارش والاستریت ژورنال، جو اینکاندلا که رهبری یکی از تیمهای تحقیقاتی در CERN را بر عهده دارد این خبر را اعلام کردهاست.
کشف ذره هیگز که به "ذره الهی" هم معروف است میتواند افقهای جدیدی در زمینه تحقیق برروی اسرار جهان هستی را بگشاید.
ذره یافته شده در برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) از جهات بسیار زیادی از به ذره هیگز شبیه است. این ذره 125 تا 126 گیگاالکترون ولت نزدیک به 125 تا 126 برابر پروتون جرم دارد.
![]()
درباره فیزیک ذرات بیشتر بخوانید: سیاه چاله چیست؟ / انفجار بزرگ (مهبانگ) چیست؟ / آیا سیاهچالهها شما را به دنیاهای دیگر میفرستند؟ / نسبیت انیشتین چیست؟
محققان میگویند با وجود شباهتهای بسیار زیاد ذره یافت شده و ذره هیگز، به علت دقت بالای تحقیقات مدتی زمان برای اطمینان حاصل کردن از این کشف لازم است.
کشف این ذره میتواند به پرسشهای زیادی در مورد جهان هستی از جمله علت وجود ماده و انرژی پاسخ دهد.
Layman's 10 Commandments قوانيـن ليـمن (بسیـار آموزنـده)
قوانيـن ليـمن (بسیـار آموزنـده)
[b] They are like the ten commandments to follow in life all the time.[/b]
آنها همچون ده فرمان هستند که باید در زندگی همواره مورد تبعیت قرار بگیرند.
but it is a "steering wheel" that directs the right path throughout.
بلکه فرمان است که راه به راه درست هدایت می کند.
Because our PAST is not as important as our FUTURE. So, Look Ahead and Move on.
چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.
If going wrong, don't worry, they can't last long either.
اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت.
Because to hold a Diamond, you always need a Base of Gold!
چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.
GOD smiles from above and says, "Relax, sweetheart, it's just a bend, not the end!
خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم، این فقط یک پیچه نه پایان.
when GOD doesn't solve your problems HE has Faith in your abilities.
وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره.
He replied: "Yes, losing your vision!"
او جواب داد: بله، از دست دادن بصیرت.
and sometimes, when you are safe and happy, remember that someone has prayed for you.
و بعضی وقتها که شما شاد و خوشحال هستید یادتان باشد که کسی برای شما دعا کرده است.
شعر کاندیدای شعر برگزیده سال ۲۰۰۵ شده توسط یک بچه آفریقایی
شعر کاندیدای شعر برگزیده سال ۲۰۰۵ شده توسط یک بچه آفریقایی
وقتی به دنیا میام، سیاهم،
وقتی بزرگ میشم،
سیاهم وقتی میرم زیر آفتاب،سیاهم،
وقتی می ترسم، سیاهم وقتی مریض میشم، سیاهم،
وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی،
وقتی سردت میشه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی،
وقتی مریض میشی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

![[تصویر: 94604_514.jpg]](http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1391/4/21/94604_514.jpg)
مدرسه غیر انتفاعی سعدی در سال 1373 در شهرستان پارس آبادتاسیس شده و آخرین عنوانی که بدست آورده کسب درجه یک رتبه دو در سطح استان بوده است .